معجزه قرآن کریم

معجزه قرآن کریم
ادامه نوشته

امام زمان (عج) و ایرانیان

آيا در ميان‌ سيصدوسيزده‌ ياران‌ خاص‌ امام‌ زمان‌(ع‌) از ايرانيان‌ نيز كساني‌ وجود دارند؟ و به‌طور كلي‌ نقش‌ ايرانيان‌ در ظهور امام‌ مهدي‌(ع‌) چيست‌؟

آنچه‌ از روايات‌ فهميده‌ مي‌شود اين‌ است‌ كه‌ اين‌ سيصد و سيزده‌ تن‌ از ياران‌ اصلي‌ حضرت‌ مهدي‌(ع‌) بوده‌ و فرماندهي‌ سپاه‌ ايشان‌ را برعهده‌ دارند و داراي‌ ويژگيهاي‌ خاصي‌ نظير ايمان‌ قوي‌، اخلاص‌، توانايي‌ بالاي‌ مديريتي‌، آگاهي‌ به‌ دين‌ اسلام‌ هستند تا بتوانند از عهدة‌ مسؤوليت‌ سنگيني‌ كه‌ به‌ عهده‌ دارند، برآيند. و البته‌ نكته‌ قابل‌ ذكر ديگر اينكه‌ تنها برخي‌ از اين‌ افراد در زمان‌ ظهور امام‌ زمان‌(ع‌) حيات‌ دارند و تعدادي‌ از آنها انسانهاي‌ پاك‌ و شايسته‌اي‌ بوده‌اند كه‌ قبل‌ از دوران‌ ظهور زندگي‌ مي‌كرده‌اند و لذا با ظهور حضرت‌ حجت‌(ع‌) حياتي‌ دوباره‌ يافته‌ و رجعت‌ مي‌كنند. از جمله‌ اين‌ افراد، اصحاب‌ كهف‌، مؤمن‌ آل‌ فرعون‌ و مالك‌اشتر را مي‌توان‌ نام‌ برد.

رواياتي‌ وجود دارد كه‌ به‌طور اجمال‌ اشاراتي‌ به‌ سرزمينهاي‌ اين‌ افراد داشته‌ و از ايران‌، شام‌، يمن‌، حجاز و عراق‌ و ديگر نقاط‌ به‌ عنوان‌ محل‌ زندگي‌ آنها نام‌ برده‌ است‌. البته‌ رواياتي‌ هم‌ داريم‌ كه‌ با تفصيل‌ بيشتر، حتي‌ اسامي‌ و محل‌ زندگي‌ آن‌ سيصد و سيزده‌ تن‌ را ذكر كرده‌ است‌. ناگفته‌ نماند اين‌ دسته‌ از روايات‌ چندان‌ مورد اعتماد نبوده‌ و بعيد نيست‌ كه‌ توسط‌ قصاصون‌ ساخته‌ شده‌ باشد.

به‌طور مثال‌ در روايتي‌ كه‌ از اميرالمؤمنين‌(ع‌) نقل‌ شده‌، ايشان‌ اسامي‌ و محل‌ زندگي‌ آنها را چنين‌ بيان‌ فرموده‌اند:

... فقال‌: رجلان‌ من‌ البصرة‌، و رجل‌ من‌ الاهواز، و رجل‌ من‌ عسكر مكرم‌... 1 .

به‌ دليل‌ طولاني‌ بودن‌ حديث‌ و براي‌ شاهد مثال‌ تنها به‌ ذكر شهرهايي‌ از ايران‌ كه‌ در حديث‌ ذكر شده‌ و افرادي‌ از آن‌ شهرها جزء سيصد و سيزده‌ ياور امام‌ زمان‌(ع‌) شمرده‌ شده‌اند، اكتفا مي‌شود: از اهواز، سيراف‌، شيراز، اصفهان‌، ايذه‌، نهاوند، همدان‌، قم‌، خراسان‌، آمل‌، گرگان‌، دامغان‌، ساوه‌، طالقان‌، قزوين‌، فارس‌، ابهر، اردبيل‌، مراغه‌، خوي‌، سلماس‌، شيروان‌، مرداني‌ به‌ اين‌ افتخار نايل‌ مي‌شوند كه‌ از برخي‌ شهرها بيش‌ از يك‌ نفر انتخاب‌ شده‌ است‌ به‌طور مثال‌: ده‌ نفر از قم‌، چهار نفر از اصفهان‌، بيست‌ و چهار نفر از طالقان‌ و..

لذا با فرض‌ پذيرش‌ اين‌ دسته‌ از احاديث‌، مي‌بينيم‌ كه‌ تعداد زيادي‌ از ياران‌ خاص‌ (313 نفر) امام‌ عصر(ع‌) از شهرهاي‌ مختلف‌ ايران‌ مي‌باشند.

اما علاوه‌ بر اين‌ 313 نفر كه‌ بزرگاني‌ هستند كه‌ قرار است‌ فرماندهي‌ سپاه‌ و ادارة‌ بخشهاي‌ مختلف‌ حكومت‌ حضرت‌(ع‌) را به‌ عهده‌ بگيرند، مؤمنان‌ بسياري‌ نيز وجود دارند كه‌ در آخرالزمان‌ به‌ زمينه‌سازي‌ براي‌ ظهور پرداخته‌ و با ظهور حضرت‌ مهدي‌(ع‌) به‌ ياري‌ ايشان‌ مي‌شتابند. در اين‌ دسته‌ از روايات‌ مربوط‌ به‌ زمينه‌سازي‌ حكومت‌ آن‌ بزرگوار، ايرانيان‌ سهم‌ بسزا و غير قابل‌ انكاري‌ دارند.

روايات‌ حكومت‌ زمينه‌سازان‌ ايراني‌، به‌ دو مرحله‌ مشخص‌ تقسيم‌ مي‌شود:
1. آغاز نهضت‌ آنان‌ به‌وسيله‌ مردي‌ از قم‌ كه‌ حركتش‌ سرآغاز امر ظهور حضرت‌ مهدي‌(ع‌) است‌.
2. ظهور شخصي‌ در ايران‌ به‌ نام‌ سيد خراساني‌ و فرمانده‌ نيروهاي‌ او، شعيب‌ بن‌ صالح‌؛ كه‌ به‌ اختصار چند روايت‌ در اين‌باره‌ ذكر مي‌شود.

از امام‌ كاظم‌(ع‌) روايت‌ شده‌ كه‌ فرمودند:
مردي‌ از قم‌، مردم‌ را به‌ سوي‌ خدا دعوت‌ مي‌كند، افرادي‌ گرد او جمع‌ مي‌شوند كه‌ قلبهايشان‌ همچون‌ پاره‌هاي‌ آهن‌ ستبر است‌ كه‌ بادهاي‌ تند حوادث‌، آنان‌ را نمي‌لغزاند، از جنگ‌ خسته‌ نشده‌ و نمي‌ترسند. اعتماد آنها بر خداست‌ و سرانجام‌ كار از آن‌ پرهيزكاران‌ است‌.2


عفّان‌ بصري‌ از امام‌ صادق‌(ع‌) روايت‌ كرده‌ و گفت‌:
امام‌(ع‌) به‌ من‌ فرمود: آيا مي‌داني‌ از چه‌رو اين‌ شهر را قم‌ مي‌نامند؟ عرض‌ كردم‌: خدا و رسولش‌ آگاهترند. فرمود: همانا قم‌ نامگذاري‌ شده‌ براي‌ اينكه‌ اهل‌ قم‌، اطراف‌ قائم‌(ع‌) گرد آمده‌ و با وي‌ قيام‌ مي‌نمايند و در كنار او ثابت‌ قدم‌ مانده‌ و او را ياري‌ مي‌كنند. 3

حديثي‌ نيز از منابع‌ اهل‌ سنت‌، از حضرت‌ علي‌(ع‌) نقل‌ شده‌ است‌ كه‌ فرمود:
خوش‌ به‌حال‌ طالقان‌، خداوند متعال‌ داراي‌ گنجهايي‌ در آنجاست‌ كه‌ نه‌ از طلاست‌ و نه‌ از نقره‌؛ اما در آن‌ خطه‌ مرداني‌ وجود دارند كه‌ خدا را آن‌طور كه‌ شايسته‌ معرفت‌ است‌ شناخته‌اند و آنان‌، ياران‌ مهدي‌ در آخرالزمان‌ مي‌باشند. 4

البته‌ آنچه‌ به‌نظر مي‌رسد اين‌ است‌ كه‌ مراد از اهل‌ طالقان‌؛ اهل‌ ايران‌ است‌ نه‌ فقط‌ منطقه‌ طالقان‌. لذا با دقت‌ در رواياتي‌ كه‌ در زمينة‌ نقش‌ ايرانيان‌ در زمان‌ ظهور وارد شده‌، نمي‌توانيم‌ در نقشي‌ كه‌ آنان‌ در مهيا نمودن‌ مقدمات‌ حكومت‌ حضرت‌ مهدي‌(ع‌) دارند، مناقشه‌ نماييم‌.

ماهنامه موعود شماره 50

سه گام برای بیعت با امام زمان علیه السلام

بسمه تعالي

در مكتب تشیع دو مقوله دعا و زیارات وجود دارد كه در دیگر مكاتب وجود ندارد و یا بسیار كم‌رنگ می‌باشد. دعا و زیارات نقش بسزایی در رشد و تعالی انسان دارند كه به این نعمت عظیم در مكتب تشیع توجه بسیار شده است. زیارات بسیاری، از سوی معصومین علیهم السلام به ما رسیده است كه بدان وسیله ائمه اطهار زیارت می‌شوند كه متن آنها بسیار غنی هستند. در این متون علاوه بر سلام و احترامی كه به ایشان ابراز می‌نماییم به كسب معرفت نسبت به این بزرگواران می‌پردازیم. مثلاً جامعه كبیره كه دنیای معرفت در باب اهل بیت علیهم السلام می‌باشد و سفارش بسیار شده كه در حرم‌های مطهر ائمه اطهار علیهم السلام با این دعا ایشان را زیارت بنماییم. و حتی در مورد عظمت این زیارت از قول علامه امینی رحمة الله علیه ذكر شده كه اگر كسی به زیارت جامعه كبیره اشراف داشته باشد بی‌سواد نیست. یعنی نسبت به دین و ائمه اطهار معرفت دارد. نتیجه این كه زیارات، نقش بسیار مهمی در كسب معرفت و بالندگی انسان دارد .

در مكتب تشیع دو مقوله دعا و زیارات وجود دارد كه در دیگر مكاتب وجود ندارد و یا بسیار كمرنگ می‌باشد. دعا و زیارات نقش بسزایی در رشد و تعالی انسان دارد كه به این نعمت عظیم در مكتب تشیع توجه بسیار شده است.

شایان ذكر است كه امام زمان روحی له الفداء نیز از این مقوله مستثنی نیستند. درست است كه ایشان در غیبت به سر می‌برند اما دلیل نمی‌شود كه ما با ایشان ارتباط برقرار نكنیم. یكی از راه‌های ارتباط با ایشان خواندن ادعیه و زیاراتی است كه در مورد وجود مقدس ایشان سفارش شده است . البته نباید تنها به ظاهر الفاظ اكتفا كنیم خصوصا اگر به زبان عربی آشنایی نداشته باشیم باید به معانی آن توجه كرده و به عمق الفاظ پی ببریم؛ تا بدانیم چه می‌خوانیم و چه می‌گوییم.

یكی از زیارات امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف با این الفاظ آغاز می‌شود: "اللّهمَ بَلِّغ مَولایَ صاحِبَ الزَّمانِ صَلواتُ اللهِ عَلَیه ..." كه سفارش شده هر روز صبح با این زیارت حضرت را یاد كنیم .

در فرازی از این زیارت می‌خوانیم: "اللّهمَ اِنّی اُجَدِّدُ لَهُ فی هذا الیَومِ وَ فِی كُلِّ یَومٍ، ‌عَهداً و عَقداً و بَیعَةً فی رَقَبَتی"؛‌ خدایا من باز تجدید می‌كنم عهد و عقد و بیعتی را كه از آن حضرت بر گردن جان من است.

در این فراز سه لفظ عهد، عقد و بیعت ذكر شده است كه در نگاه اول به ذهن می‌رسد كه هر سه لفظ یك معنا دارند. برای درك بهتر این مفاهیم،‌ معانی آنها را مورد بررسی قرار می‌دهیم.

عهد: معنای لغوی عهد یعنی شناسایی امری و پیمان بستن. پس در وهله اول باید امام و وظایفمان را نسبت به ایشان شناسایی كنیم و پیمان ببندیم.

عقد: معنای لغوی عقد استوار كردن پیمان و گره بستن آن است. یعنی پس از این كه مرحله عهد یعنی شناخت را طی نمودیم و پیمان بستیم باید نسبت به آن پیمان استوار باشیم و محكم گره بزنیم.

بیعت: معنای لغوی بیعت، پیمان دوستی بستن و پیروی و اطاعت می‌باشد. 

پس باید سه گام برای بیعت با امام زمان علیه السلام برداریم:

عهد: پیمان اولیه (پس از شناخت و آگاهی)

عقد: محکم کردن این پیمان (انجام رفتارهای لازم و شایسته)

بیعت: پذیرش اطاعت و فرمانبرداری خالصانه (مرتبه‌ی اخلاص و پیروی خالصانه)

 

تاثير نماز بر شادابي روح و روان

به  نام خدا

هر عاملی که شادابی را به انسان هدیه کند، در واقع به سلامتی جسم و روان او کمک کرده است، اما نکته بسیار مهمی که دانش طب امروز به بشر آموخته است، این است که شادابی و افسردگی انسان پیش از آن‌که تحت کنترل اراده‌ی او باشد، زیر فرمان تغییرات مواد شیمیایی در سلسله اعصاب مرکزی انسان است.

مثلاً افزایش یک ماده شیمیایی به نام «دوپامین» در بدن سبب می‌شود، انسان بدون آن‌که خود بخواهد دچار ناراحتی شود و کاهش این ماده نیز سبب شاد شدن غیر ارادی انسان خواهد شد.

 عصبانیت و ناراحتی غیر ارادی و بدون علت صبح‌گاهی که حالت شدید آن به عنوان «ملانکولی» و یا همان مالیخولیا (افسردگی درون زاد صبحگاهی) شناخته می‌شود، در اثر تغییرات و کم و زیاد شدن همین مواد شیمیایی به وقوع می‌پیوندد. اضطراب یک حالت احساسی، هیجانی است که از خصوصیات برجسته آن ایجاد حالت بی‌قراری و دلواپسی است که با اتفاقات زمان و شرایط مکان تناسب ندارد. اگر اضطراب عکس العنل نسبت به شرایط زمان و مکان باشد نه تنها بیماری نبوده، بلکه ممکن است رساننده و سازنده باشد، مانند دلهره در موقع امتحانات و یا اضطراب در رسیدن به فرودگاه یا ایستگاه قطار و مانند اینها.[4]

در صحنه‌ی پر غوغای زندگی امروز هزاران گونه نگرانی وجود دارد، انسان در این دریای متلاطم در جستجوی پناهگاهی است که در مشکلات از وی استمداد جوید و حتی به امید او زنده بماند و برای امید او نفس بکشد. این پناهگاه جز خدا نمی‌تواند باشد، خدایی که تمام مشکلات در برابر قدرت و توانایی او سهل و آسان است. خدایی که نطفه‌ی بی‌ارزش را جان می‌بخشد و به او نیروی فوق العاده‌ای می‌دهد تا با کمک بال و پر علم و ایمان به فضا پرواز کند و اثار عظمت او را همه جا ببیند.

آری یاد اوست که دل را آرامش و جان را نور و صفا می‌دهد و تیرگی‌های یأس و نگرانی را از دل می‌زداید، چه پناهگاهی بهتر از او می‌توان پیدا کرد. مذهب، نیایش و ارتباط با خداوند راهی است که بشر پس از قرن‌ها جدایی از آن، دیگر بار به سویش بازگشته و به توانایی‌های عمیق و کارساز آن در مبارزه با مشکلات زندگی جدید، که اضطراب نیز ثمره‌ی آن است، پی برده و دیگر نمی‌تواند منکر تعامل بین روان‌پزشکی، روان‌شناسی و حتی در مواردی پزشکی از یک سو و مذهب از سوی دیگر شود. ذکر و وابسته شدن به ریسمان الهی که پیوندی قوی و ناگسستنی با حقیقت وجود و زندگی است، انسان را به وادی امن می‌رساند و فکر اتصال به نیرویی مافوق تمام نیروهای طبیعی خوف و بیم را از دل و ذهن انسان بیرون می‌راند و به عقیده‌ی روان‌شناسان این مهم‌ترین داروی ضد اضطراب است.

انسان با ایجاد ارتباط با خداوند و دعا، راه رهیدن از ناراحتی‌های درونی و بیرونی را آسان نموده، و در نتیجه به عوارض روانی نیز مبتلا نمی‌گردد. و از طریق دعا و نیایش نیروی محدود خویش را با توسل به منبع نامحدودی چون قدرت خداوند افزایش می‌دهد، هنگامی که دعا می‌کند؛ خویشتن را به قوه‌ی محرکه‌ی پایان‌ناپذیری که آفرینش و تمام کائنات را به هم پیوسته، متصل می‌کند و یادآوری مشکلات و بازگو نمودن آن‌ها نه تنها در حالات عاطفی مؤثر بوده بلکه در کیفیات بدنی نیز تأثیر داشته و سبب بهبودی می‌شود.

احساس این‌که انسان می‌تواند با نیایش، خواسته‌ها، کاستی‌ها و ناآرامی‌های خویش را به درگاه معبودی که قادر متعال است اظهار کند سبب آرامش می‌گردد.[5]

رهبر

سلام بر گل نرگس

به نام آن كه انسان را مسافر كاروان انتظار گردانيد

سلام اى گل نرگس، اى كه شيرين ترين انتظار، انتظار توست

و بهترين منتظر، منتظر توست

مى توانم در يك كلمه پر معنا بگويم:

گر عشقى هست و عاشقى

نام تو معشوق و من عاشق و شيفته توأم

در انتظارت مى مانم و از خداى بزرگ مى خواهم كه ظهورت را نزديك گرداند

ما محتاج يك نگاه گذراى شما هستيم، زودتر ظهور كن و قلب رهبرمان را شاد گردان

ما و رهبرمان در انتظار تو مى مانيم.

خدا كند كه بيايى و ما هم يكى از يارانتان باشيم

فــایـده ســؤال و جــواب در قبــر چیـسـت؟

خدا می‌داند شخص مؤمن است یا كافر، نیكوكار است یا بدكار؛ پس سؤال و جواب برای چه؟!
سؤال و جواب در قبر ابتدای پیدا شدن نعمت است برای مؤمن؛ چقدر او كیف می‌كند و لذت می‌برد وقتی كه دو ملك را با آن قیافه های زیبا و دلربا مشاهده می‌كند. و آن بوی گل و ریحان بهشتی را كه آنها همراه دارند استشمام می‌نماید، كه نامشان برای مؤمن بشیـــر و مبشــــر است.
دیگر آن‌كه خود سؤال و جواب برای مؤمن كیف دارد. بچه‌ها را دیده‌اید در مدرسه وقتی كه درسشان را خوب خوانده‌ باشند كیف می‌كنند از آن‌ها سؤال شود تا كمال خود را بروز بدهند، مؤمن هم میل دارد كه از پروردگارش بپرسند تا با كمال اطمینان به یگانگی پروردگار و رسالت محبوبش شهادت دهد.
هرقدر مؤمن از سؤال و جواب لذت می‌برد و برای او نعمت و ابتدای آسایش است، برای شخص كافر هم ابتدای بدبختی و شكنجه است.
آمــدن مــلك‌ها بـرای كافــر موحــش و ترسنــاك است. در روایات است كـه آنهـا هنگــام آمــدن صـــدای رعــد و بــرق می‌دهند، از چشمــانشــان آتــش می‌جهــد موهــای آنهــا روی زمیــن مــی‌كشــد، به یك منظــره ترسنــاكــی با میـت كافــر مــواجــه مـی‌شـونـد و نامشان برای كافــــر نكیـــــر و منكـــــر است.
كسی كه یك عمر با خدا كاری نداشته، خدایش را نمی‌شناخته،معلوم است چه برسرش می‌آید،وقتی كه از او درباره خدایش بپرسند. یك عمر خدایش پول بوده و شهرت، ریاست بوده، با خدای عالم كاری نداشته، تزلزلی در او پیدا می‌شود كه نمی‌تواند پاسخی بدهد.
بعضی از عهده جواب برمی‌آیند، اما در پاسخ سؤال از پیغمبر در می‌مانند و بعضی هم در سایر عقاید حَـقــــه، برخی هم از عهده جواب نسبت به عقاید برمی‌آیند، لیكن در پاسخ به اعمال در می‌مانند

حاج آقا

برای خانم ها از حجاب و احترام به پدر و مادر گفته میشد
و برای پسرها  نگاه و احترام به پدر و مادر.

در کلاس دختران حرف از محارم بود
و داشتیم باکمک هم نامحرم ها را می شمردیم.

مدت قابل توجهی از شروع کلاس گذشته بود
و آثار خسته گی در طرز نگه داشتن چادرها معلوم شده بود.
من هم اشخاصی را نام میبردم
بچه هاهم میگفتند که محرم است یا نامحرم:
"...خوب بچه ها! پسرعمو چی؟ محرمه یا نامحرم؟
....باریک الله نامحرم! پس من باید....
احسنت!
موهام رو ازش بپوشونم.

خوب! برادر  چی! ....
آره! برادرمن محرممه! آفرین!..."

همینطور که چادرها داشت وامیرفت پرسیدم:
-حالاببینم،...حاج آقا محرمه یانامحرم؟
بچه هاکه انگار برقشان گرفت ناگهان خود را جمع و جور کردند و گفتند :
-نامحرم!
-حاج آقا؟...نامحرمه؟
-بله!

گرچه یک روستا بود اما ارتباطش باشهر کم نبود
و برای آنکه فرهنگشان شهری بشود یک جعبه ی جادویی برایشان بس است
که آن هم الحمدلله هست!

گناه کردن

امام باقر علیه السلام فرمودن.

هیچ نکبتی به انسان نرسد مگر بخاطر گناه.

امام صادق علیه السلام می فرماید

خداوند حکم قطعی فرموده که نعمتی را که به بنده اش داده از او نگیرد مگر زمانی که انسان گناهی را انجام دهد که بخاطر آن سزاوار کیفر گردد.

احادیث حضرت امام فاطمه زهرا (س)

1ـ قالَتْ فاطِمَهُ الزَّهْراء ( سلام الله علیها) : نَحْنُ وَسیلَتُهُ فى خَلْقِهِ، وَ نَحْنُ خاصَّتُهُ وَ مَحَلُّ قُدْسِهِ، وَ نَحْنُ حُجَّتُهُ فى غَیْبِهِ، وَ نَحْنُ وَرَثَهُ أنْبیائِهِ.([1]) حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها) فرمود: ما أهل بیت پیامبر، وسیله ارتباط خداوند با خلق او هستیم، ما برگزیدگان پاك و مقدّس پروردگار مى باشیم، ما حجّت و راهنما خواهیم بود; و ما وارثان پیامبران الهى هستیم. 2ـ عَبْدُ اللّهِ بْنِ مَسْعُود، فالَ: أتَیْتُ فاطِمَهَ صَلَواتُ اللّهِ عَلَیْها، فَقُلْتُ: أیْنَ بَعْلُكِ؟ فَقالَتْ(علیها السلام): عَرَجَ بِهِ جِبْرئیلُ إلَى السَّماءِ، فَقُلْتُ: فیما ذا؟ فَقالَتْ: إنَّ نَفَراً مِنَ الْمَلائِكَهِ تَشاجَرُوا فى شَیْىء، فَسَألُوا حَكَماً مِنَ الاْدَمِیّینَ، فَأَوْحىَ اللّهُ إلَیْهِمْ أنْ تَتَخَیَّرُوا، فَاخْتارُوا عَلیِّ بْنِ أبی طالِب (علیه السلام).([2]) عبد اللّه بن مسعود گوید: روزى بر فاطمه زهراء(علیها السلام)وارد شدم و عرضه داشتم: همسرت كجا است؟ فرمود: همراه جبرائیل به آسمان عروج نموده است، گفتم: براى چه موضوعى؟! فرمود: بین عدّه اى از ملائكه الهى مشاجره اى شده است; و تقاضا كرده اند یك نفر از آدم ها بین ایشان حكم و قضاوت نماید; و خداوند به ملائكه وحى فرستاد: خودتان یك نفر را انتخاب نمائید; و آن ها هم حضرت علىّ بن ابى طالب (علیه السلام) را برگزیدند. 3ـ قالَتْ(علیها السلام): وَهُوَ الإمامُ الرَبّانى، وَالْهَیْكَلُ النُّورانى، قُطْبُ الأقْطابِ، وَسُلالَهُ الاْطْیابِ، النّاطِقُ بِالصَّوابِ، نُقْطَهُ دائِرَهِ الإمامَهِ.([3]) حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها) در تعریف امام علىّ (علیه السلام) فرمود : او پیشوائى الهى و ربّانى است، تجسّم نور و روشنائى است، مركز توجّه تمامى موجودات و عارفان است، فرزندى پاك از خانواده پاكان مى باشد، گوینده اى حقّ گو و هدایتگر است، او مركز و محور امامت و رهبریّت است. 4ـ قالَتْ(علیها السلام): أبَوا هِذِهِ الاْمَّهِ مُحَمَّدٌ وَ عَلىٌّ، یُقْیمانِ أَودَّهُمْ، وَ یُنْقِذانِ مِنَ الْعَذابِ الدّائِمِ إنْ أطاعُوهُما، وَ یُبیحانِهِمُ النَّعیمَ الدّائم إنْ واقَفُوهُما.([4]) فرمود: حضرت محمّد (صلى الله علیه وآله) و علىّ (علیه السلام)، والِدَین این امّت هستند، چنانچه از آن دو پیروى كنند آن ها را از انحرافات دنیوى و عذاب همیشگى آخرت نجات مى دهند; و از نعمت هاى متنوّع و وافر بهشتى بهره مندشان مى سازند. 5ـ قالَتْ (علیها السلام): مَنْ أصْعَدَ إلىَ اللّهِ خالِصَ عِبادَتِهِ، أهْبَطَ اللّهُ عَزَّوَجَلَّ لَهُ أفْضَلَ مَصْلَحَتِهِ.([5]) فرمود: هركس عبادات و كارهاى خود را خالصانه براى خدا انجام دهد، خداوند بهترین مصلحت ها و بركات خود را براى او تقدیر مى نماید. 6ـ قالَتْ (علیها السلام): إنَّ السَّعیدَ كُلَّ السَّعیدِ، حَقَّ السَّعیدِ مَنْ أحَبَّ عَلیّاً فى حَیاتِهِ وَ بَعْدَ مَوْتِهِ.([6]) فرمود: همانا حقیقت و واقعیّت تمام سعادت ها و رستگارى ها در دوستى علىّ (علیه السلام) در زمان حیات و پس از رحلتش خواهدبود. 7ـ قالَتْ (علیها السلام): إلهى وَ سَیِّدى، أسْئَلُكَ بِالَّذینَ اصْطَفَیْتَهُمْ، وَ بِبُكاءِ وَلَدَیَّ فى مُفارِقَتى أَنْ تَغْفِرَ لِعُصاهِ شیعَتى، وَشیعَهِ ذُرّیتَى.([7]) فرمود: خداوندا، به حقّ اولیاء و مقرّبانى كه آن ها را برگزیده اى، و به گریه فرزندانم پس از مرگ و جدائى من با ایشان، از تو مى خواهم گناه خطاكاران شیعیان و پیروان ما را ببخشى. 8ـ قالَتْ (علیها السلام): شیعَتُنا مِنْ خِیارِ أهْلِ الْجَنَّهِ وَكُلُّ مُحِبّینا وَ مَوالى اَوْلیائِنا وَ مُعادى أعْدائِنا وَ الْمُسْلِمُ بِقَلْبِهِ وَ لِسانِهِ لَنا.([8]) فرمود: شیعیان و پیروان ما، و همچنین دوستداران اولیاء ما و آنان كه دشمن دشمنان ما باشند، نیز آن هائى كه با قلب و زبان تسلیم ما هستند بهترین افراد بهشتیان خواهند بود. 9ـ قالَتْ (علیها السلام): وَاللّهِ یَابْنَ الْخَطّابِ لَوْلا أنّى أكْرَهُ أنْ یُصیبَ الْبَلاءُ مَنْ لا ذَنْبَ لَهُ، لَعَلِمْتَ أنّى سَأُقْسِمُ عَلَى اللّهِ ثُمَّ أجِدُهُ سَریعَ الاْجابَهِ.([9]) حضرت به عمر بن خطّاب فرمود: سوگند به خداوند، اگر نمى ترسیدم كه عذاب الهى بر بى گناهى، نازل گردد; متوجّه مى شدى كه خدا را قسم مى دادم و نفرین مى كردم. و مى دیدى چگونه دعایم سریع مستجاب مى گردید. 10ـ قالَتْ (علیها السلام): وَاللّهِ! لا كَلَّمْتُكَ أبَداً، وَاللّهِ! لاَدْعُوَنَّ اللّهَ عَلَیْكَ فى كُلِّ صَلوه.([10]) پس از ماجراى هجوم به خانه حضرت، خطاب به ابوبكر كرد و فرمود: به خدا سوگند، دیگر با تو سخن نخواهم گفت، سوگند به خدا، در هر نمازى تو را نفرین خواهم كرد. 11ـ قالَتْ (علیها السلام): إنّى أُشْهِدُ اللّهَ وَ مَلائِكَتَهُ، أنَّكُما اَسْخَطْتُمانى، وَ ما رَضیتُمانى، وَ لَئِنْ لَقیتُ النَبِیَّ لأشْكُوَنَّكُما إلَیْهِ.([11]) هنگامى كه ابوبكر و عمر به ملاقات حضرت آمدند فرمود: خدا و ملائكه را گواه مى گیرم كه شما مرا خشمناك كرده و آزرده اید، و مرا راضى نكردید، و چنانچه رسول خدا را ملاقات كنم شكایت شما دو نفر را خواهم كرد. 12ـ قالَتْ (علیها السلام): لا تُصَلّى عَلَیَّ اُمَّهٌ نَقَضَتْ عَهْدَ اللّهِ وَ عَهْدَ أبى رَسُولِ اللّهِ فى أمیر الْمُؤمنینَ عَلیّ، وَ ظَلَمُوا لى حَقىّ، وَ أخَذُوا إرْثى، وَ خَرقُوا صَحیفَتى اللّتى كَتَبها لى أبى بِمُلْكِ فَدَك.([12]) فرمود: افرادى كه عهد خدا و پیامبر خدا را درباره امیرالمؤمنین علىّ (علیه السلام) شكستند، و در حقّ من ظلم كرده و ارثیّه ام را گرفتند و نامه پدرم را نسبت به فدك پاره كردند، نباید بر جنازه من نماز بگذارند. 13ـ قالَتْ (علیها السلام): إلَیْكُمْ عَنّی، فَلا عُذْرَ بَعْدَ غَدیرِكُمْ، وَ الاَْمْرُ بعد تقْصیركُمْ، هَلْ تَرَكَ أبى یَوْمَ غَدیرِ خُمّ لاِحَد عُذْوٌ.([13]) خطاب به مهاجرین و انصار كرد و فرمود: از من دور شوید و مرا به حال خود رها كنید، با آن همه بى تفاوتى و سهل انگارى هایتان، عذرى براى شما باقى نمانده است. آیا پدرم در روز غدیر خم براى كسى جاى عذرى باقى گذاشت؟ 14ـ قالَتْ (علیها السلام): جَعَلَ اللّهُ الاْیمانَ تَطْهیراً لَكُمْ مِنَ الشّـِرْكِ، وَ الصَّلاهَ تَنْزیهاً لَكُمْ مِنَ الْكِبْرِ، وَ الزَّكاهَ تَزْكِیَهً لِلنَّفْسِ، وَ نِماءً فِى الرِّزقِ، وَ الصِّیامَ تَثْبیتاً لِلاْخْلاصِ، وَ الْحَّجَ تَشْییداً لِلدّینِ([14]) فرمود: خداوند سبحان، ایمان و اعتقاد را براى طهارت از شرك و نجات از گمراهى ها و شقاوت ها قرار داد. و نماز را براى خضوع و فروتنى و پاكى از هر نوع تكّبر، مقرّر نمود. و زكات (و خمس) را براى تزكیه نفس و توسعه روزى تعیین نمود. و روزه را براى استقامت و اخلاص در اراده، لازم دانست. و حجّ را براى استحكام أساس شریعت و بناء دین اسلام واجب نمود. 15ـ قالَتْ (علیها السلام): یا أبَا الْحَسَنِ! إنَّ رَسُولَ اللّهِ (صلى الله علیه وآله وسلم) عَهِدَ إلَىَّ وَ حَدَّثَنى أنّى اَوَّلُ أهْلِهِ لُحُوقاً بِهِ وَ لا بُدَّ مِنْهُ، فَاصْبِرْ لاِمْرِاللّهِ تَعالى وَ ارْضَ بِقَضائِهِ.([15]) فرمود: اى ابا الحسن! ـ همسرم ـ ، همانا رسول خدا با من عهد بست و اظهار نمود: من اوّل كسى هستم از اهل بیتش كه به او ملحق مى شوم و چاره اى از آن نیست، پس تو صبر نما و به قضا و مقدّرات الهى خوشنود باش. 16ـ قالَتْ (علیها السلام): مَنْ سَلَّمَ عَلَیْهِ اَوْ عَلَیَّ ثَلاثَهَ أیّام أوْجَبَ اللّهُ لَهُ الجَنَّهَ، قُلْتُ لَها: فى حَیاتِهِ وَ حَیاتِكِ؟ قالَتْ: نعَمْ وَ بَعْدَ مَوْتِنا.([16]) فرمود: هر كه بر پدرم ـ رسول خدا ـ و بر من به مدّت سه روز سلام كند خداوند بهشت را براى او واجب مى گرداند. راوى گوید: عرضه داشتم: آیا در زمان حیات و زنده بودن؟ فرمود: چه در زمان حیات ما باشد; و یا پس از مرگ. 17ـ قالَتْ (علیها السلام): ما صَنَعَ أبُو الْحَسَنِ إلاّ ما كانَ یَنْبَغى لَهُ، وَ لَقَدْ صَنَعُوا ما اللّهُ حَسیبُهُمْ وَ طالِب2ُهُمْ.([17]) فرمود: آنچه را امام علىّ (علیه السلام) ـ نسبت به دفن رسول خدا و جریان بیعت ـ انجام داد، وظیفه الهى او بوده است، و آنچه را دیگران انجام دادند خداوند آن ها را محاسبه و مجازات مى نماید. 18ـ قالَتْ (علیه السلام): خَیْرٌ لِلِنّساءِ أنْ لا یَرَیْنَ الرِّجالَ وَ لا یَراهُنَّ الرِّجالُ.([18]) فرمود: بهترین چیز براى حفظ شخصیت زن آن است كه مردى را نبیند و نیز مورد مشاهده مردان قرار نگیرد. 19ـ قالَتْ (علیها السلام): أوُصیكَ یا أبَا الْحَسنِ أنْ لا تَنْسانى، وَ تَزُورَنى بَعْدَ مَماتى.([19]) ضمن وصیّتى به همسرش اظهار داشت: مرا پس از مرگم فراموش نكن; و به زیارت و دیدار من ـ بر سر قبرم ـ بیا. 20ـ قالَتْ (علیها السلام): إنّى قَدِاسْتَقْبَحْتُ ما یُصْنَعُ بِالنِّساءِ، إنّهُ یُطْرَحُ عَلىَ الْمَرْئَهِ الثَّوبَ فَیَصِفُها لِمَنْ رَأى، فَلا تَحْمِلینى عَلى سَریر ظاهِر، اُسْتُرینى، سَتَرَكِ اللّهُ مِنَ النّارِ.([20]

آقا

آقا

(فرق شکافته)

((فزت و برب الکعبه))

 

این جمله شما را یاد چه چیزی می اندازه یاد چه چیزی می افتید فقط همین سه کلمه

(یاد ندارید). محاله تمام شیعیان با شنیدن این جمله یاد حیدر کرار شیر خدا یاد فرزند

کعبه یار و یاور رسول (ص) و هزاران هزاران دیگر من هر وقت این سه کلمه را

میشنوم به طوری که همین الان هم سر از پا نمیشناسم و دلم می خواد آنقدر گریه

کنم که دنیا را سیل ببرد با شنیدن ((فزت و برب الکعبه)) دنیا روی سرم خراب میشود

میدونی چرا من نمیگم تو باید بگی برای اینکه اون موقع موقع ضربت خوردن آقاست

موقع وداع علی با حسن و حسینه قربون آقا برم قبل از اینکه شهید بشه شبانه دقایقی

را به چهره مظلوم سالار شهیدان حسین (ع) مبهوت میشد آخ بمیرم تو اون لحظه چه

میکشیده آقا ضربه شمشیر و داغ فاطمه و خبر از شهادت حسین و حتما به خودتون میگید

چطوری اینا رو جمله بندی میکنم به خدا خودمم نمیدونم  خیلی دلم گرفته خدا کنه

وقتی شبهای قدرمیاد همه قدر این شبا رو بدونند اینو بدونند که لیالی القدر کم شبهایی

نیست هر کس میتونه تو این شبا حاجتشو از مولا بگیره تا الان هم هر کس در مراسم

آقا شرکت کرده مطمئنم حاجتشو گرفته آقا نمیزاره کسی از مهمونیش دست خالی برگرده

بازم میگم کاش الان در بارگاه ملکوتی امامزاده روستامون بودم چون باور کنید هر وقت

اینچنین شبهایی میاد که شب شهادت بود مطمئن باشید هر وقت به مسجد بروید و یا

به امامزاده محلتون بروید دلتون تا حدی آرامش پیدا میکند اسم امام زاده ما (زید ابن

علی) است. امیدوارم روزی قدوم مبارک شما هم در گلنگون  و در بارگاه این

آقای بزرگوار باز بشه زیرا توسل به آنها گره گشای بسیاری از مشکلاتمان میباشد

به هر حال مولا علی چند شب دیگر به شهادت خواهد رسید و عالمی مانند شمع

خواهند سوخت.

                   چه کسی رسد به پایت به محبت و صفایت

                                                 به خدا زمهربانی به جهان یگانه هستی

آیا در برزخ انسان سیر تكاملی دارد؟

آیا در برزخ انسان سیر تكاملی دارد؟

ادامه نوشته

امام زمان

امام زمان
ادامه نوشته

پرهیز ازدشنام و ریا

پرهیز ازدشنام و ریا

ادامه نوشته