امام زمان (عج) و ایرانیان
آيا در ميان سيصدوسيزده ياران خاص امام زمان(ع) از ايرانيان نيز كساني وجود دارند؟ و بهطور كلي نقش ايرانيان در ظهور امام مهدي(ع) چيست؟
آنچه از روايات فهميده ميشود اين است كه اين سيصد و سيزده تن از ياران اصلي حضرت مهدي(ع) بوده و فرماندهي سپاه ايشان را برعهده دارند و داراي ويژگيهاي خاصي نظير ايمان قوي، اخلاص، توانايي بالاي مديريتي، آگاهي به دين اسلام هستند تا بتوانند از عهدة مسؤوليت سنگيني كه به عهده دارند، برآيند. و البته نكته قابل ذكر ديگر اينكه تنها برخي از اين افراد در زمان ظهور امام زمان(ع) حيات دارند و تعدادي از آنها انسانهاي پاك و شايستهاي بودهاند كه قبل از دوران ظهور زندگي ميكردهاند و لذا با ظهور حضرت حجت(ع) حياتي دوباره يافته و رجعت ميكنند. از جمله اين افراد، اصحاب كهف، مؤمن آل فرعون و مالكاشتر را ميتوان نام برد.
رواياتي وجود دارد كه بهطور اجمال اشاراتي به سرزمينهاي اين افراد داشته و از ايران، شام، يمن، حجاز و عراق و ديگر نقاط به عنوان محل زندگي آنها نام برده است. البته رواياتي هم داريم كه با تفصيل بيشتر، حتي اسامي و محل زندگي آن سيصد و سيزده تن را ذكر كرده است. ناگفته نماند اين دسته از روايات چندان مورد اعتماد نبوده و بعيد نيست كه توسط قصاصون ساخته شده باشد.
بهطور مثال در روايتي كه از اميرالمؤمنين(ع) نقل شده، ايشان اسامي و محل زندگي آنها را چنين بيان فرمودهاند:
... فقال: رجلان من البصرة، و رجل من الاهواز، و رجل من عسكر مكرم... 1 .
به دليل طولاني بودن حديث و براي شاهد مثال تنها به ذكر شهرهايي از ايران كه در حديث ذكر شده و افرادي از آن شهرها جزء سيصد و سيزده ياور امام زمان(ع) شمرده شدهاند، اكتفا ميشود: از اهواز، سيراف، شيراز، اصفهان، ايذه، نهاوند، همدان، قم، خراسان، آمل، گرگان، دامغان، ساوه، طالقان، قزوين، فارس، ابهر، اردبيل، مراغه، خوي، سلماس، شيروان، مرداني به اين افتخار نايل ميشوند كه از برخي شهرها بيش از يك نفر انتخاب شده است بهطور مثال: ده نفر از قم، چهار نفر از اصفهان، بيست و چهار نفر از طالقان و..
لذا با فرض پذيرش اين دسته از احاديث، ميبينيم كه تعداد زيادي از ياران خاص (313 نفر) امام عصر(ع) از شهرهاي مختلف ايران ميباشند.
اما علاوه بر اين 313 نفر كه بزرگاني هستند كه قرار است فرماندهي سپاه و ادارة بخشهاي مختلف حكومت حضرت(ع) را به عهده بگيرند، مؤمنان بسياري نيز وجود دارند كه در آخرالزمان به زمينهسازي براي ظهور پرداخته و با ظهور حضرت مهدي(ع) به ياري ايشان ميشتابند. در اين دسته از روايات مربوط به زمينهسازي حكومت آن بزرگوار، ايرانيان سهم بسزا و غير قابل انكاري دارند.
روايات حكومت زمينهسازان ايراني، به دو مرحله مشخص تقسيم ميشود:
1. آغاز نهضت آنان بهوسيله مردي از قم كه حركتش سرآغاز امر ظهور حضرت مهدي(ع) است.
2. ظهور شخصي در ايران به نام سيد خراساني و فرمانده نيروهاي او، شعيب بن صالح؛ كه به اختصار چند روايت در اينباره ذكر ميشود.
از امام كاظم(ع) روايت شده كه فرمودند:
مردي از قم، مردم را به سوي خدا دعوت ميكند، افرادي گرد او جمع ميشوند كه قلبهايشان همچون پارههاي آهن ستبر است كه بادهاي تند حوادث، آنان را نميلغزاند، از جنگ خسته نشده و نميترسند. اعتماد آنها بر خداست و سرانجام كار از آن پرهيزكاران است.2

عفّان بصري از امام صادق(ع) روايت كرده و گفت:
امام(ع) به من فرمود: آيا ميداني از چهرو اين شهر را قم مينامند؟ عرض كردم: خدا و رسولش آگاهترند. فرمود: همانا قم نامگذاري شده براي اينكه اهل قم، اطراف قائم(ع) گرد آمده و با وي قيام مينمايند و در كنار او ثابت قدم مانده و او را ياري ميكنند. 3
حديثي نيز از منابع اهل سنت، از حضرت علي(ع) نقل شده است كه فرمود:
خوش بهحال طالقان، خداوند متعال داراي گنجهايي در آنجاست كه نه از طلاست و نه از نقره؛ اما در آن خطه مرداني وجود دارند كه خدا را آنطور كه شايسته معرفت است شناختهاند و آنان، ياران مهدي در آخرالزمان ميباشند. 4
البته آنچه بهنظر ميرسد اين است كه مراد از اهل طالقان؛ اهل ايران است نه فقط منطقه طالقان. لذا با دقت در رواياتي كه در زمينة نقش ايرانيان در زمان ظهور وارد شده، نميتوانيم در نقشي كه آنان در مهيا نمودن مقدمات حكومت حضرت مهدي(ع) دارند، مناقشه نماييم.
ماهنامه موعود شماره 50
سه گام برای بیعت با امام زمان علیه السلام
بسمه تعالي
در مكتب تشیع دو مقوله دعا و زیارات وجود دارد كه در دیگر مكاتب وجود ندارد و یا بسیار كمرنگ میباشد. دعا و زیارات نقش بسزایی در رشد و تعالی انسان دارند كه به این نعمت عظیم در مكتب تشیع توجه بسیار شده است. زیارات بسیاری، از سوی معصومین علیهم السلام به ما رسیده است كه بدان وسیله ائمه اطهار زیارت میشوند كه متن آنها بسیار غنی هستند. در این متون علاوه بر سلام و احترامی كه به ایشان ابراز مینماییم به كسب معرفت نسبت به این بزرگواران میپردازیم. مثلاً جامعه كبیره كه دنیای معرفت در باب اهل بیت علیهم السلام میباشد و سفارش بسیار شده كه در حرمهای مطهر ائمه اطهار علیهم السلام با این دعا ایشان را زیارت بنماییم. و حتی در مورد عظمت این زیارت از قول علامه امینی رحمة الله علیه ذكر شده كه اگر كسی به زیارت جامعه كبیره اشراف داشته باشد بیسواد نیست. یعنی نسبت به دین و ائمه اطهار معرفت دارد. نتیجه این كه زیارات، نقش بسیار مهمی در كسب معرفت و بالندگی انسان دارد .
شایان ذكر است كه امام زمان روحی له الفداء نیز از این مقوله مستثنی نیستند. درست است كه ایشان در غیبت به سر میبرند اما دلیل نمیشود كه ما با ایشان ارتباط برقرار نكنیم. یكی از راههای ارتباط با ایشان خواندن ادعیه و زیاراتی است كه در مورد وجود مقدس ایشان سفارش شده است . البته نباید تنها به ظاهر الفاظ اكتفا كنیم خصوصا اگر به زبان عربی آشنایی نداشته باشیم باید به معانی آن توجه كرده و به عمق الفاظ پی ببریم؛ تا بدانیم چه میخوانیم و چه میگوییم.
یكی از زیارات امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف با این الفاظ آغاز میشود: "اللّهمَ بَلِّغ مَولایَ صاحِبَ الزَّمانِ صَلواتُ اللهِ عَلَیه ..." كه سفارش شده هر روز صبح با این زیارت حضرت را یاد كنیم .
در فرازی از این زیارت میخوانیم: "اللّهمَ اِنّی اُجَدِّدُ لَهُ فی هذا الیَومِ وَ فِی كُلِّ یَومٍ، عَهداً و عَقداً و بَیعَةً فی رَقَبَتی"؛ خدایا من باز تجدید میكنم عهد و عقد و بیعتی را كه از آن حضرت بر گردن جان من است.
در این فراز سه لفظ عهد، عقد و بیعت ذكر شده است كه در نگاه اول به ذهن میرسد كه هر سه لفظ یك معنا دارند. برای درك بهتر این مفاهیم، معانی آنها را مورد بررسی قرار میدهیم.
عهد: معنای لغوی عهد یعنی شناسایی امری و پیمان بستن. پس در وهله اول باید امام و وظایفمان را نسبت به ایشان شناسایی كنیم و پیمان ببندیم.
عقد: معنای لغوی عقد استوار كردن پیمان و گره بستن آن است. یعنی پس از این كه مرحله عهد یعنی شناخت را طی نمودیم و پیمان بستیم باید نسبت به آن پیمان استوار باشیم و محكم گره بزنیم.
بیعت: معنای لغوی بیعت، پیمان دوستی بستن و پیروی و اطاعت میباشد.
پس باید سه گام برای بیعت با امام زمان علیه السلام برداریم:
عهد: پیمان اولیه (پس از شناخت و آگاهی)
عقد: محکم کردن این پیمان (انجام رفتارهای لازم و شایسته)
بیعت: پذیرش اطاعت و فرمانبرداری خالصانه (مرتبهی اخلاص و پیروی خالصانه)
تاثير نماز بر شادابي روح و روان
هر عاملی که شادابی را به انسان هدیه کند، در واقع به سلامتی جسم و روان او کمک کرده است، اما نکته بسیار مهمی که دانش طب امروز به بشر آموخته است، این است که شادابی و افسردگی انسان پیش از آنکه تحت کنترل ارادهی او باشد، زیر فرمان تغییرات مواد شیمیایی در سلسله اعصاب مرکزی انسان است.
مثلاً افزایش یک ماده شیمیایی به نام «دوپامین» در بدن سبب میشود، انسان بدون آنکه خود بخواهد دچار ناراحتی شود و کاهش این ماده نیز سبب شاد شدن غیر ارادی انسان خواهد شد.
عصبانیت و ناراحتی غیر ارادی و بدون علت صبحگاهی که حالت شدید آن به عنوان «ملانکولی» و یا همان مالیخولیا (افسردگی درون زاد صبحگاهی) شناخته میشود، در اثر تغییرات و کم و زیاد شدن همین مواد شیمیایی به وقوع میپیوندد. اضطراب یک حالت احساسی، هیجانی است که از خصوصیات برجسته آن ایجاد حالت بیقراری و دلواپسی است که با اتفاقات زمان و شرایط مکان تناسب ندارد. اگر اضطراب عکس العنل نسبت به شرایط زمان و مکان باشد نه تنها بیماری نبوده، بلکه ممکن است رساننده و سازنده باشد، مانند دلهره در موقع امتحانات و یا اضطراب در رسیدن به فرودگاه یا ایستگاه قطار و مانند اینها.[4]
در صحنهی پر غوغای زندگی امروز هزاران گونه نگرانی وجود دارد، انسان در این دریای متلاطم در جستجوی پناهگاهی است که در مشکلات از وی استمداد جوید و حتی به امید او زنده بماند و برای امید او نفس بکشد. این پناهگاه جز خدا نمیتواند باشد، خدایی که تمام مشکلات در برابر قدرت و توانایی او سهل و آسان است. خدایی که نطفهی بیارزش را جان میبخشد و به او نیروی فوق العادهای میدهد تا با کمک بال و پر علم و ایمان به فضا پرواز کند و اثار عظمت او را همه جا ببیند.
آری یاد اوست که دل را آرامش و جان را نور و صفا میدهد و تیرگیهای یأس و نگرانی را از دل میزداید، چه پناهگاهی بهتر از او میتوان پیدا کرد. مذهب، نیایش و ارتباط با خداوند راهی است که بشر پس از قرنها جدایی از آن، دیگر بار به سویش بازگشته و به تواناییهای عمیق و کارساز آن در مبارزه با مشکلات زندگی جدید، که اضطراب نیز ثمرهی آن است، پی برده و دیگر نمیتواند منکر تعامل بین روانپزشکی، روانشناسی و حتی در مواردی پزشکی از یک سو و مذهب از سوی دیگر شود. ذکر و وابسته شدن به ریسمان الهی که پیوندی قوی و ناگسستنی با حقیقت وجود و زندگی است، انسان را به وادی امن میرساند و فکر اتصال به نیرویی مافوق تمام نیروهای طبیعی خوف و بیم را از دل و ذهن انسان بیرون میراند و به عقیدهی روانشناسان این مهمترین داروی ضد اضطراب است.
انسان با ایجاد ارتباط با خداوند و دعا، راه رهیدن از ناراحتیهای درونی و بیرونی را آسان نموده، و در نتیجه به عوارض روانی نیز مبتلا نمیگردد. و از طریق دعا و نیایش نیروی محدود خویش را با توسل به منبع نامحدودی چون قدرت خداوند افزایش میدهد، هنگامی که دعا میکند؛ خویشتن را به قوهی محرکهی پایانناپذیری که آفرینش و تمام کائنات را به هم پیوسته، متصل میکند و یادآوری مشکلات و بازگو نمودن آنها نه تنها در حالات عاطفی مؤثر بوده بلکه در کیفیات بدنی نیز تأثیر داشته و سبب بهبودی میشود.
احساس اینکه انسان میتواند با نیایش، خواستهها، کاستیها و ناآرامیهای خویش را به درگاه معبودی که قادر متعال است اظهار کند سبب آرامش میگردد.[5]
سلام بر گل نرگس
به نام آن كه انسان را مسافر كاروان انتظار گردانيد
سلام اى گل نرگس، اى كه شيرين ترين انتظار، انتظار توست
و بهترين منتظر، منتظر توست
مى توانم در يك كلمه پر معنا بگويم:
گر عشقى هست و عاشقى
نام تو معشوق و من عاشق و شيفته توأم
در انتظارت مى مانم و از خداى بزرگ مى خواهم كه ظهورت را نزديك گرداند
ما محتاج يك نگاه گذراى شما هستيم، زودتر ظهور كن و قلب رهبرمان را شاد گردان
ما و رهبرمان در انتظار تو مى مانيم.
خدا كند كه بيايى و ما هم يكى از يارانتان باشيم
فــایـده ســؤال و جــواب در قبــر چیـسـت؟
حاج آقا
و برای پسرها نگاه و احترام به پدر و مادر.
در کلاس دختران حرف از محارم بود
و داشتیم باکمک هم نامحرم ها را می شمردیم.
مدت قابل توجهی از شروع کلاس گذشته بود
و آثار خسته گی در طرز نگه داشتن چادرها معلوم شده بود.
من هم اشخاصی را نام میبردم
بچه هاهم میگفتند که محرم است یا نامحرم:
"...خوب بچه ها! پسرعمو چی؟ محرمه یا نامحرم؟
....باریک الله نامحرم! پس من باید....
احسنت!
موهام رو ازش بپوشونم.
خوب! برادر چی! ....
آره! برادرمن محرممه! آفرین!..."
همینطور که چادرها داشت وامیرفت پرسیدم:
-حالاببینم،...حاج آقا محرمه یانامحرم؟
بچه هاکه انگار برقشان گرفت ناگهان خود را جمع و جور کردند و گفتند :
-نامحرم!
-حاج آقا؟...نامحرمه؟
-بله!
گرچه یک روستا بود اما ارتباطش باشهر کم نبود
و برای آنکه فرهنگشان شهری بشود یک جعبه ی جادویی برایشان بس است
که آن هم الحمدلله هست!
گناه کردن
هیچ نکبتی به انسان نرسد مگر بخاطر گناه.
امام صادق علیه السلام می فرماید
خداوند حکم قطعی فرموده که نعمتی را که به بنده اش داده از او نگیرد مگر زمانی که انسان گناهی را انجام دهد که بخاطر آن سزاوار کیفر گردد.
احادیث حضرت امام فاطمه زهرا (س)
(فرق شکافته)
((فزت و برب الکعبه))
این جمله شما را یاد چه چیزی می اندازه یاد چه چیزی می افتید فقط همین سه کلمه
(یاد ندارید). محاله تمام شیعیان با شنیدن این جمله یاد حیدر کرار شیر خدا یاد فرزند
کعبه یار و یاور رسول (ص) و هزاران هزاران دیگر من هر وقت این سه کلمه را
میشنوم به طوری که همین الان هم سر از پا نمیشناسم و دلم می خواد آنقدر گریه
کنم که دنیا را سیل ببرد با شنیدن ((فزت و برب الکعبه)) دنیا روی سرم خراب میشود
میدونی چرا من نمیگم تو باید بگی برای اینکه اون موقع موقع ضربت خوردن آقاست
موقع وداع علی با حسن و حسینه قربون آقا برم قبل از اینکه شهید بشه شبانه دقایقی
را به چهره مظلوم سالار شهیدان حسین (ع) مبهوت میشد آخ بمیرم تو اون لحظه چه
میکشیده آقا ضربه شمشیر و داغ فاطمه و خبر از شهادت حسین و حتما به خودتون میگید
چطوری اینا رو جمله بندی میکنم به خدا خودمم نمیدونم خیلی دلم گرفته خدا کنه
وقتی شبهای قدرمیاد همه قدر این شبا رو بدونند اینو بدونند که لیالی القدر کم شبهایی
نیست هر کس میتونه تو این شبا حاجتشو از مولا بگیره تا الان هم هر کس در مراسم
آقا شرکت کرده مطمئنم حاجتشو گرفته آقا نمیزاره کسی از مهمونیش دست خالی برگرده
بازم میگم کاش الان در بارگاه ملکوتی امامزاده روستامون بودم چون باور کنید هر وقت
اینچنین شبهایی میاد که شب شهادت بود مطمئن باشید هر وقت به مسجد بروید و یا
به امامزاده محلتون بروید دلتون تا حدی آرامش پیدا میکند اسم امام زاده ما (زید ابن
علی) است. امیدوارم روزی قدوم مبارک شما هم در گلنگون و در بارگاه این
آقای بزرگوار باز بشه زیرا توسل به آنها گره گشای بسیاری از مشکلاتمان میباشد
به هر حال مولا علی چند شب دیگر به شهادت خواهد رسید و عالمی مانند شمع
خواهند سوخت.
چه کسی رسد به پایت به محبت و صفایت
به خدا زمهربانی به جهان یگانه هستی
آیا در برزخ انسان سیر تكاملی دارد؟
آیا در برزخ انسان سیر تكاملی دارد؟
پرهیز ازدشنام و ریا
پرهیز ازدشنام و ریا


امام خامنه ای (مدظله العالى):